پاسخ کوتاه به سؤال اصلی
خیر؛ ترس و قطع خودسرانه دارو منطقی نیست، اما برخی بیماران به معاینه و پایش دقیقتر چشم نیاز دارند.
از اوزمپیک و مونجارو تا نمونههای تولیدشده در ایران
خیر؛ ترس و قطع خودسرانه دارو منطقی نیست، اما برخی بیماران به معاینه و پایش دقیقتر چشم نیاز دارند.
داروهای مبتنی بر هورمون GLP‑1 طی چند سال اخیر درمان دیابت نوع ۲ و چاقی را متحول کردهاند. سماگلوتاید، لیراگلوتاید، دولاگلوتاید و تیرزپاتاید میتوانند قند خون، وزن و خطر برخی عوارض قلبیعروقی را بهطور قابلتوجهی کاهش دهند؛ اما همزمان گزارشهایی درباره رتینوپاتی دیابتی، آسیب عصب بینایی و کاهش ناگهانی دید منتشر شده است.
این خانواده عمدتاً شامل آگونیستهای گیرنده GLP‑1 است. این داروها با افزایش ترشح وابسته به قند انسولین، کاهش گلوکاگون، کندکردن تخلیه معده و افزایش احساس سیری، به کنترل دیابت و کاهش وزن کمک میکنند.
مهمترین داروهای این گروه عبارتاند از:
تیرزپاتاید از نظر علمی یک آگونیست ساده GLP‑1 نیست، بلکه بهطور همزمان گیرندههای GIP و GLP‑1 را فعال میکند؛ به همین دلیل معمولاً در گروه گستردهتر «درمانهای مبتنی بر GLP‑1» بررسی میشود.
در بازار دارویی ایران نیز نمونههایی از این خانواده وجود دارند:
| ماده مؤثره | نام تجاری | شرکت یا وضعیت عرضه | کاربرد اصلی |
|---|---|---|---|
| لیراگلوتاید | ملیتاید (Melitide) | تولید سیناژن | دیابت نوع ۲ |
| لیراگلوتاید | ماسیزا (Maciza) | تولید سیناژن | کنترل وزن و چاقی |
| تیرزپاتاید | اسپارتینا (Spartina) | تولید سیناژن | دیابت نوع ۲ و کنترل وزن |
| تیرزپاتاید | لانیسا (Lanissa) | زیستدارو دانش | دیابت نوع ۲ و کنترل وزن |
| سماگلوتاید | ولوریتا (Velorita) | عرضه توسط کوبلدارو | دیابت نوع ۲ و کنترل وزن |
ملیتاید و ماسیزا هر دو حاوی لیراگلوتاید هستند، اما با اندیکاسیون و برنامه دوز متفاوت عرضه میشوند.
اسپارتینا و لانیسا حاوی تیرزپاتاید، یعنی آگونیست دوگانه GIP/GLP‑1 هستند.
درباره ولوریتا باید میان «عرضه در ایران» و «تولید کامل داخلی» تفاوت گذاشت. در اعلام اولیه شرکت، محصول عرضهشده ساخت کانادا معرفی شده و آغاز تولید تحتلیسانس آن در ایران نیز اعلام شده بود. بنابراین وضعیت تولید هر بسته باید از روی مشخصات بستهبندی و سامانه تیتک بررسی شود.
مشهورترین هشدار چشمی این خانواده پس از مطالعه SUSTAIN‑6 درباره سماگلوتاید مطرح شد. در این مطالعه، عوارض رتینوپاتی دیابتی در گروه سماگلوتاید بیشتر از گروه دارونما گزارش شد.
بررسیهای بعدی نشان دادند که این افزایش خطر عمدتاً در بیمارانی دیده شده است که:
این الگو با پدیده شناختهشده تشدید زودرس رتینوپاتی دیابتی یا Early Worsening مطابقت دارد. این پدیده پیشتر پس از شروع درمان فشرده با انسولین نیز دیده شده بود.
بنابراین احتمال دارد مشکل اصلی، سمیت مستقیم دارو برای شبکیه نباشد؛ بلکه تغییر سریع وضعیت متابولیک در چشمی باشد که از قبل عروق آسیبپذیر دارد. در درازمدت، کنترل مناسب قند خون همچنان یکی از مهمترین عوامل محافظت از شبکیه است.
درباره تیرزپاتاید، دادههای علمی کاملاً هماهنگ نیستند.
در یک مطالعه واقعی منتشرشده در Diabetologia در سال ۲۰۲۵، حدود ۳۴۳۵ مصرفکننده تیرزپاتاید با گروه مشابهی از افراد غیرمصرفکننده مقایسه شدند. رتینوپاتی پرولیفراتیو جدید در ۱٫۱ درصد مصرفکنندگان تیرزپاتاید و ۰٫۵ درصد گروه مقایسه دیده شد. پس از تعدیل عوامل خطر، نسبت شانس برابر با ۲٫۱۵ بود.
این خطر بیشتر در بیمارانی مشاهده شد که در شروع درمان، رتینوپاتی غیرپرولیفراتیو متوسط تا شدید یا ماکولوپاتی داشتند. در مقابل، در بیمارانی که پیش از شروع دارو رتینوپاتی نداشتند، تیرزپاتاید با کاهش احتمال ایجاد رتینوپاتی جدید همراه بود.
در یک مطالعه بزرگتر آمریکایی منتشرشده در سال ۲۰۲۶، تیرزپاتاید با کاهش بروز یا تشدید رتینوپاتی و کاهش نیاز به تزریق داخل چشمی یا لیزر همراه بود. بااینحال، هر دو مطالعه مشاهدهای هستند و نمیتوانند بهتنهایی رابطه علتومعلولی را ثابت کنند.
پیام علمی فعلی این نیست که تیرزپاتاید الزاماً به شبکیه آسیب میزند؛ بلکه بیمار مبتلا به رتینوپاتی متوسط یا شدید، بهویژه هنگام کاهش سریع HbA1c، باید دقیقتر پایش شود.
NAION یا نوروپاتی ایسکمیک قدامی غیرآرتریتی عصب بینایی در اثر اختلال خونرسانی به بخش قدامی عصب بینایی ایجاد میشود. تظاهر معمول آن عبارت است از:
دیابت، فشارخون، اختلال چربی خون، آپنه انسدادی خواب و ساختمان فشرده دیسک بینایی خود از عوامل خطر NAION محسوب میشوند. بسیاری از مصرفکنندگان داروهای GLP‑1 نیز یک یا چند مورد از این عوامل را دارند؛ بنابراین جداکردن اثر احتمالی دارو از بیماریهای زمینهای آسان نیست.
پس از انتشار چند مطالعه مشاهدهای، کمیته ایمنی آژانس دارویی اروپا تمام شواهد کارآزماییها، مطالعات جمعیتی و گزارشهای پس از ورود دارو به بازار را بررسی کرد.
در سال ۲۰۲۵، EMA نتیجه گرفت که NAION باید بهعنوان یک عارضه بسیار نادر سماگلوتاید در اطلاعات دارویی Ozempic، Wegovy و Rybelsus درج شود.
بسیار نادر یعنی ممکن است حداکثر یک نفر از هر ۱۰ هزار مصرفکننده را درگیر کند. برآورد EMA نشان میدهد سماگلوتاید احتمالاً با حدود یک مورد اضافی NAION به ازای هر ۱۰ هزار نفر ـ سال درمان همراه است.
این خطر از نظر نسبی ممکن است تقریباً دو برابر شود، اما خطر مطلق همچنان بسیار پایین باقی میماند. اگر NAION تأیید شود، EMA قطع سماگلوتاید را توصیه میکند.
خیر. در حال حاضر قویترین تصمیم نظارتی درباره NAION مشخصاً مربوط به سماگلوتاید است.
درباره تیرزپاتاید و سایر داروهای این خانواده، گزارشها و سیگنالهایی منتشر شدهاند، اما شواهد برای اثبات رابطه علتومعلولی یا اعلام آن بهعنوان عارضه قطعی کل خانواده کافی نیست.
همچنین گزارش یک عارضه در پایگاههای مراقبت دارویی به معنی اثبات این نیست که دارو علت آن بوده است. این گزارشها برای ایجاد هشدار اولیه مفیدند، اما باید با مطالعات کنترلشده و جمعیتی تأیید شوند.
در فردی که دیابت و رتینوپاتی دیابتی ندارد، نگرانی مربوط به تشدید رتینوپاتی عملاً بسیار کمتر است؛ زیرا زمینه اصلی بیماری شبکیه وجود ندارد.
خطر بسیار نادر NAION با سماگلوتاید میتواند از نظر تئوریک در افراد غیردیابتی نیز مطرح باشد، بهخصوص اگر بیمار عوامل خطر دیگری مانند آپنه خواب، فشارخون، سیگار، اختلال چربی خون یا سابقه NAION در چشم مقابل داشته باشد.
این موضوع به معنای ضرورت معاینه چشم برای تمام مصرفکنندگان غیر دیابتی پیش از درمان نیست. در فرد بدون بیماری چشمی و بدون علامت، هنوز توصیه عمومی معتبری برای غربالگری تخصصی همه بیماران وجود ندارد.
معاینه شبکیه پیش از شروع یا بلافاصله پس از شروع درمان برای این افراد اهمیت بیشتری دارد:
در افراد دارای رتینوپاتی متوسط تا شدید، ممکن است معاینه مجدد طی سه تا شش ماه و ادامه پایش نزدیکتر در ۶ تا ۱۲ ماه نخست لازم باشد. فاصله دقیق معاینات باید براساس شدت رتینوپاتی تعیین شود.
مصرفکننده این داروها باید در صورت مشاهده علائم زیر فوراً معاینه شود:
تاری دید خفیف و گذرا ممکن است در اثر تغییر سریع قند خون و تغییر موقت قدرت عدسی ایجاد شود، اما تاری دید جدید یا پایدار را نباید بدون معاینه صرفاً به تغییر قند نسبت داد.
بیمار نباید بهدلیل ترس از عوارض چشمی، دارو را خودسرانه قطع کند. قطع ناگهانی ممکن است موجب افزایش مجدد قند خون، بازگشت اشتها و وزن یا ازدسترفتن فواید قلبیعروقی درمان شود.
تصمیم درباره ادامه، کاهش دوز یا قطع دارو باید با مشارکت پزشک درمانکننده و در صورت وجود بیماری چشمی، چشمپزشک گرفته شود.
در صورت تأیید NAION در مصرفکننده سماگلوتاید، توصیه EMA قطع دارو است. در رتینوپاتی دیابتی، معمولاً بهجای قطع خودکار دارو، شدت بیماری، سرعت کاهش HbA1c و امکان درمان همزمان شبکیه بررسی میشود.
داروهای GLP‑1 و تیرزپاتاید میتوانند تخلیه معده را به تأخیر بیندازند. این موضوع در بیمارانی که قرار است با سدیشن عمیق یا بیهوشی عمومی جراحی شوند، ممکن است خطر باقیماندن محتویات معده و آسپیراسیون را افزایش دهد.
این مسئله یک عارضه چشمی نیست، اما برای جراح چشم و متخصص بیهوشی مهم است. بیمار باید پیش از عمل، نام دارو، دوز، زمان آخرین تزریق، مرحله افزایش دوز و وجود علائم گوارشی را اعلام کند. تصمیم درباره ادامه یا قطع موقت دارو باید توسط تیم بیهوشی و براساس شرایط بیمار گرفته شود.
داروهای مبتنی بر GLP‑1 و تیرزپاتاید برای بسیاری از بیماران مبتلا به دیابت یا چاقی فواید مهم و گاه نجاتبخش دارند. شواهد فعلی، ترس عمومی یا قطع خودسرانه این داروها را توجیه نمیکند.
سه پیام اصلی عبارتاند از:
بنابراین پاسخ به سؤال اصلی چنین است: بیماران نباید از این داروها بترسند؛ اما باید از علائم هشدار آگاه باشند و بهویژه در صورت ابتلا به دیابت یا بیماری قبلی شبکیه، تحت مراقبت منظم چشمپزشکی قرار گیرند.